ولی نمی دانم چرا دلتنگی، دست از سرم بر نمی دارد ؟!
کوچه پس کوچه های دلم،
بهانه گیر شده اند!
حال و هوایم نفس گیر شده است !
مگر چه خبر شده که این چنین آسمان دل مه آلود شده است ؟!
دوست داری دوباره بیرق های مشکی را علم کنی و حسینیه دلت را
که همین چند روز پیش خانه تکانی کرده ای، سیاه پوش کنی !
هر چه فکر می کنی، برای مراد دلت، مریدی پیدا نمی کنی!
السلام علیک یا فاطمه الزهرا ...
خودت هم نمی دانی ؟!
ماجرای کوچه،
در نیم سوخته
و چادر خاک آلوده ...
چادر خاک آلوده ...
سراسیمه به سراغ تقویم می روی،
ورق میزنی صفحات را و نگاهت به ماه جمادی الاول می افتد ...
یادت می آید که فاطمیه نزدیک است!
در می یابی که هنوز خود را برای فاطمیه آماده نکرده ای!
با خود فکر می کنی نکند روزی که منادی پروردگار ندا دهد:
ای دوستداران فاطمه ! به گوشه های چادر بانوی جهانیان چنگ زنید،
تو شرمنده و سر به زیر باشی ...
راستی، فاطمیه نزدیک است...!
طبقه بندی:
<<الهم عجل الولیک الفرج>>
در عصر غیبت کدام دعا را بخوانیم...
عبدالله بن سنان میگوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبههای عارض شما میگردد؛ پس (در ایام) بدون نشانهای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمییابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.

کتاب بحار الانوار جلد2 صفحه149 روایتی را از امام صادق(ع) جهت نجات از شبهات مهدوی نقل کرده که برای منتظران ظهور آموزنده و نجات دهنده است.
عین روایت امام صادق(ع) از کتاب بحار الانوار را تقدیم میکند.
عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ :قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع سَتُصِیبُکُمْ شُبْهَةٌ فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ یُرَى وَ لَا إِمَامٍ هُدًى لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِیقِ قُلْتُ وَ کَیْفَ دُعَاءُ الْغَرِیقِ قَالَ تَقُولُ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ فَقُلْتُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَکِنْ قُلْ کَمَا أَقُولُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ بحارالأنوار ج : 52 ص : 149
عبدالله بن سنان میگوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبههای عارض شما میگردد؛ پس (در ایام) بدون نشانهای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمییابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: میگویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.(راویی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود)
حضرت فرمود:«به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آنچنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
طبقه بندی: مقالات
فاطمیه دوباره از راه رسید. شاید همین عبارت مورخان برای ورود به حسینه رجا در ایام فاطمیه کافی باشد که در وصف حال دختر پیامبر سلام الله علیهما آوردهاند. "ما زالت بعد ابیها مُعصبة الرأس، ناحِلة الجسم، منهدّة الرکن، باکیة العین" (بحار الانوار جلد 43)
شهید مطهری در توصیف این عبارت میگوید: "زهرا را بعد از پدر ندیدند که هیچ وقت عصابهای ( پارچهای که از به خاطر سر درد به سر میبندند) را که به سر بسته بود از سر باز کند، روز به روز زهرا لاغرتر و ناتوانتر میشد. بعد از پدر همیشه زهرا را با چشمی گریان دیدند. «منهدة الرکن» این جمله معنی عجیبی دارد. «رکن» یعنی پایه، مثل یک ساختمان که پایه هایی دارد و روی آن پایه ها ایستاده است. از نظر جسمانی، پا و ستون فقرات رکن انسان است، یعنی انسان که می ایستد روی این بنای استخوانی می ایستد. گاهی از نظر جسمی، این رکن خراب می شود، مثل کسی که فرض کنید پاهایش را بریده باشند یا ستون فقراتش درهم شکسته باشد. ولی گاهی انسان از نظر روحی آنچنان درهم کوبیده می شود که گویی آن پایه های روحی که روی آن ایستاده است خراب شده است. زهرا را بعد از پدر اینچنین توصیف کردهاند" (مجموعه آثار جلد۱۶) 
و حالا با توکل بر خدا و مدد از اهل بیت علیهم السلام بنا داریم تا همچون محرم و همنوا با اولیای الهی حسینیهای برای ذکر فضائل و مصائب حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) در فضای مجازی بهپا کنیم. باشد که به سهم خود در این عرصه، مزد رسالت را که فرمود: "لَّا اَسْاَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَی" (شوری 23) ادا کرده و مصداق لعن خداوند قرار نگیریم که فرمود: "إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمْ اللهُ
فِی الدُّنْیَاوَالاْ´خِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُهِیناً" (احزاب 57) - آنان که خدا و رسول را به عصیان و مخالفت آزار و اذیت می کنند، خدا آنها را در دنیا و آخرت لعن کرده و از رحمت خود دور فرموده و بر آنان عذابی با ذلت و خواری مهیا ساخته است و رسول خدا (صلی الله و علیه و آله) هم فرمودند: "فاطمةُ بَضعَةٌ مِنِّی مَن آذاها فَقَد آذاِنی" حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: "فاطمه پاره تن من است هر کس او را آزار دهد مرا آزار داده است.
طبقه بندی: مقالات
/embed>>/>>/>>/>
عبدالرحمن نظاماسلامی: صبح عالى بخیر. صمیمانه سلام عرض میکنیم حضور رهبر فرزانهى انقلاب. چون انتخاباتِ امسال متفاوتتر از همیشه است، فکر میکنم گفتگوى ما هم قدرى با سالهاى قبل فرق میکند. نمایندگان دو نسل از رسانهى ملى خدمتتان رسیدهاند تا عرض ادب کنند. جنابعالى همیشه جزو پیشگامان حضور در ساعات اولیهى رأى دادن هستید. به عبارتى، با شروع رسمى ساعت 8 صبح، همواره ملت ایران حضرتعالى را در پاى صندوق سیار 110 زیارت کردهاند. در این لحظات حساس که مردم آمدهاند حماسهى بیست و دوم بهمن را وصل کنند به حماسهى دوازده اسفند، چه توصیهاى براى آنها دارید؟
من از شما آقایان خبرنگارها هم مثل بقیهى قشرهائى که براى انتخابات زحمت کشیدند، صمیمانه تشکر میکنم. شماها هم نقش زیادى داشتید و دارید در توجه دادن به اهمیت این پدیده و حادثهاى که هر یکى دو سال یک بار در کشور ما تکرار میشود. انشاءاللَّه خسته نباشید و موفق باشید.توصیهى من همین توصیههاى همیشگى است. معتقدم این یک وظیفه است براى ما، همچنان که یک حقى است متعلق به ما. از این حقمان بایستى استفاده کنیم و این وظیفه را انجام دهیم. معتقدم هم هستم که این کار مثل نماز، هرچه به اول وقت نزدیکتر باشد، علىالظاهر فضیلتش بیشتر است. نه اینکه بخواهم نسبتِ به شرع بدهم، بگویم شرعاً اینجور است - مثل اینکه در نماز اینجور است - به حسب نگاه عقلائى، انسان روز جمعه وقتى اول وقت بیاید این کار را انجام بدهد، فکرش آسوده است که وظیفه را انجام داده، بعد میرود سراغ کارهاى دیگرش میرسد؛ برخلاف اینکه بگذارد آخر وقت، که هم پاى صندوقها شلوغ میشود، هم احتمال توفیق پیدا نکردن پیش مىآید، هم نگرانى و دغدغه وجود دارد که کِى بروم، کِى نروم. بنابراین اول وقت بیایند، به هر سى نفر هم رأى بدهند؛ نام سى نفر را بنویسند. مردم عزیزمان سعى کنند این کار را با احساس حجتى بین خودشان و خداى متعال انجام بدهند و انشاءاللَّه قصدشان را خالص کنند.
کامران نجفزاده: میخواستم بپرسم اهمیت این دوره از انتخابات را نسبت به دورههاى قبل در چه مىبینید؟
البته میدانید که انتخابات همیشه براى کشور ما و نظام جمهورى اسلامى حائز اهمیت بوده؛ چون همیشه تعیین کننده است، همیشه نشانهى یک حقیقتى در داخل کشور ماست؛ که این براى دوستان ما در دنیا و نیز براى دشمنان ما پیامهائى دارد. بنابراین همیشه همین جور است. هر وقت این خصوصیت بیشتر بود، اهمیت بیشتر میشود؛ امروز از آن وقتهاست. اولاً سى و سه سال از پیروزى انقلاب میگذرد. در انقلابهائى که در دنیا وجود داشته، با گذشت این زمان، مردم خسته شدند، دلزده شدند، راهها عوض شده، هدفها تغییر پیدا کرده. ملت ما در طول این زمان، با یک عزم راسخى، حرکت مستقیمى را تا امروز ادامه داده؛ این خیلى حادثهى مهمى است. بعد از سه دهه، سرِ سى و سه سالگى نشان بدهد که باز همان خصوصیت را دارد. وانگهى این روزها اشتلم علیه ملت ایران زیاد است؛ میشنوید دیگر، مىبینید. این قدرتهاى استکبارى که در خیلى جاها شکست خوردهاند و سیلى خوردهاند، دلشان میخواهد که با هیاهوئى، خودشان را از تک و تا نیندازند. این هیاهو را دربارهى چه به کار ببرند؟ مسئلهى ایران یک مسئلهى برجسته است؛ لذا در مسئلهى ایران هى هیاهو میکنند؛ مسئلهى تحریم، مسئلهى حقوق بشر و از این حرفهائى که تکرار میکنند. لذا چون جنجالها زیاد است، چون تهدیدهاى لفظى و زبانى علیه ملت ایران زیاد است، لذا ملت ایران در این دوره جایگاه حساسترى دارد و میتواند بهتر حرف بزند؛ حرف زدن با عمل. میدانید بهترین حرف زدنها، بهترین گفتنها، گفتن با عمل است. ملت میتواند عمل کند. لذاست که امروز هرچه بیشتر پاى صندوقها بیایند، براى کشور مفیدتر است؛ هرچه با شور و نشاط و انگیزهى بیشترى بیایند، براى آیندهى کشور مفیدتر است، براى آبروى کشور بهتر است، براى حفظ امنیت و مصونیت کشور مفیدتر است. اهمیت این دوره به این خاطر است. انشاءاللَّه همهتان موفق باشید. زنده باشید.۱۳۹۰/۱۲/۱۲
طبقه بندی: کلام ولایت

قبل التحریر/ یک سئوال زمینی و فرشی: خاتمی، هاشمی، جاسبی، ناطق، اهل سکوت، فتنه گران و… چند تا محافظ دارند؟! و در عوض این همه محافظ و کوفت ضد گلوله، مشغول کدام خدمت اند؟! آیا این شهید و دیگر خبرگان عرصه علم و دانش، محافظ نمی خواهند؟! مگر دشمن رسما تهدید نکرده درباره جان برجستگان عرصه پیشرفت و فن آوری؟! و مگر این کار را قبلا نکرده؟! آیا در جمهوری اسلامی قرار است امر حفاظت، بیشتر از خودی ها، -آنهم خودی های خبره!- صرف ناکثین و ناکسینی شود که خطر عثمان شدن پیراهن شان هست؟! آیا قرار است عمار، -مثل همین عمار- فقط به این دلیل که عمار بی ادعاست، بدون محافظ باشد؟! اینگونه می خواهیم دفاع کنیم از جان اساتید، بزرگان و دانشمندان هسته ای کشورمان؟! پس با عرض معذرت… و قبل از اینکه جوابم بدهید؛ «آخه ما مگه یکی دو تا دانشمند داریم، که از همه شان حفاظت کنیم؟!»، باید بگویم؛ خاک بر سر بی سلیقه مان! آهای دست اندرکاران! لطفا قبل از خواندن متن زیر، اول به چشمان معصوم و پاک علیرضای کوچک در عکس فوق نگاه کنید و بعد مطمئن باشید که دقیقا همین نگاه، جلوی تان و جلوی سهل انگاری امروزتان را روز محشر خواهد گرفت. آن روز، این طفل معصوم و این خون و همین خدا از شما خواهند پرسید؛ «چرا خاتمی ملعون، آن همه محافظ داشت، اما صیاد نداشت، اما… مصطفی احمدی روشن ها نداشتند؟!»… اگر فکر می کنید دارم تند می روم، یا اقتضائات عرصه حفاظت را نمی فهمم، یا حرف، دهان روز حساب و کتاب گذاشته ام، یا از تلاش شبانه روز بچه های عزیز حفاظت بی خبرم، یا همان جمله سبز…، پس زبان هم را نمی فهمیم؛ دیدار ما به قیامت!… راستی! دیده ام و شنیده ام که محافظان سران فتنه و راس فتنه، همیشه دست شان روی ماشه اسلحه است!!… و البته، دیده ام و شنیده ام خون دل خوردن های مادر «صیاد» را. کلا دیدار ما به قیامت!! راستی تر! می توانی خودت را به نفهمی بزنی و به من طعنه بزنی که؛ با احتساب حرف تو، نصف کشور باید محافظ نصف دیگر کشور باشند!! همان که گفتم قشنگ بود؛ کلا دیدار ما به قیامت!!
*** *** ***
متن آسمانی و عرشی: هیچ نمی شناختمش. گناه که نیست. اعترافش هم گناه نیست… و تازه! مگر می شود خوبان بی ادعا را به همین راحتی ها شناسایی کرد؟! اصلا خاصیت «شهادت» همین است. زنده و جاودان می کند شهیدی را که قبلا نمی شناختی. خون هر شهید، مسیحانفس همان شهید است و شهادت، شهید را از گمنامی درمی آورد. این فقط یکی از معجزات خون شهید است. باری پیش از این نوشتم؛ «شهید، از همه به خدا بدهکارتر است، چون که شهید است». خدا به شهید، به واسطه شهادتش، لطفی می کند که من و تو، آگه بدان نیستیم و به اسرارش راه نداریم. الان فقط باید از «مصطفی احمدی روشن» بپرسی، مزه شهادت را. البته اگر لطف کند و جوابت را بدهد… و اگر داد، یارای شنیدنش را داشته باشی. داری؟!
زنگ زدم به چند تایی از بچه های صنعتی شریف که می شناختم. مقصودی که می خواستم، حاصل نشد. بهتر دیدم زنگ بزنم رضا شکیبایی وطن امروز که سال ها پیش از این، توی همین دانشگاه درس می خواند. مثل همیشه، که بی مقدمه، چند جمله اول نوشته جدیدم را برایش می خواندم، بنا کردم خواندن؛ «سردر دانشگاه، شده در باغ شهادت…».
رضا گفت: هم خوابگاهی بودیم با هم و از آن بچه حزب اللهی های زلال و پای کار بود. گفت: سیل خاطرات، درمی آورد اشک آدم را. گفت: توی مطلبت حتما به علیرضای کوچک، فرزند این شهید اشاره کن! اصلا با این بچه حرف بزن! گفت: تصویرش را دیدی؟! دیدی توی تلویزیون، همسرش را؟! پدر و مادرش را؟! گفت: مرا یاد دهه ۶۰ انداختند و قصه صبر و ثبات. گفت: این شهید، حق این خانواده بود. گفت: همسرش هم دانشجوی صنعتی شریف بود… و همین چند روز پیش، وقتی که مصطفی را بیش از اندازه شاد و خوشحال دیده بود، ازش پرسید؛ چی شده مصطفی؟! و آنقدر این سئوال را تکرار کرد که مصطفی گفت: دیشب خواب «آقا» را دیدم که دستی به شانه ام انداخت، خندید و شال قشنگش را جا به جا کرد و فرمود: من از تو راضی ام مصطفی!
به رضا گفتم: روزگاری خمینی می گفت؛ جبهه برای ما یک دانشگاه است، اما حالا دانشگاه هم شده جبهه… و در باغ شهادت شده سردر دانشگاه. گفتم: خدا در هر مقطعی از تاریخ انقلاب، با خون شهیدی، بیمه می کند جمهوری اسلامی را و گمانم ملت، پای صندوق انتخابات، جواب لازمی به دشمن بدهد. این چند قطره خون، آن روز قشنگ اسفند، به شکل میلیونی خواهد جوشید…
رضا گفت: توی متنی که داری می نویسی، حتما روی سخنت علیرضا باشد.
طبقه بندی:
ادامه مطلب...
طبقه بندی: کلام ولایت
خداى متعال را سپاسگزاریم که نفسهاى گرم و دلهاى بانشاط جوانان قم، به مناسبت نوزدهم دى، یک بار دیگر فضاى این حسینیه را معطر کرد. یقیناً آگاهى و بیدارى و بصیرت مردم عزیز قم و پاسخى که آنها با همهى وجود خودشان به حوزهى علمیه و به مرجع تقلیدشان دادند، یک حادثهى ماندگار در طول تاریخ است و خواهد ماند.
ادامه مطلب...
طبقه بندی: کلام ولایت
۸شوال
روز 8 شوال سالروز فاجعه دردناک تخریب حرم ائمه مظلوم و غریب بقیع است. شاید در ذهن و تصور شیعه و مسلمانی این باشد که قبرستان بقیع از زمان پیامبر و صدر اسلام اینگونه خراب و ویران بوده است و هیچگاه حرم و بارگاهی نداشته است...
لطفا در ادامه مطلب... بخوانید.
ادامه مطلب...
طبقه بندی: مقالات
بیانات در سومین نشست اندیشههاى راهبردى
(با موضوع زن و خانواده)
بسماللهالرّحمنالرّحیم
اللّهمّ سدّد السنتنا بالصّواب و الحکمة
هدف از این جلسه و این نشستها، تبادل نظر عالمانه با جمعهاى نخبگانى است دربارهى مسائل اساسى کشور. اگر گفته میشود اندیشههاى راهبردى، بله، در واقع سعى بر این است که به یک اندیشه برسیم؛ منتها میتوان تقسیم کرد، تنویع کرد؛ اندیشه در باب عدالت، اندیشه در باب زن و خانواده؛بنا بر این است که این جمع نخبگانى با زایش فکرى و معنوى و کمکى که به اسلام و نظام جمهورى اسلامى خواهند کرد، انشاءالله در هر زمینهاى به یک نظر واحد و یک اندیشهى واحد برسیم.
لطفا در ادامه مطلب... بخوانید.
ادامه مطلب...
طبقه بندی: کلام ولایت
بیانات در دیدار اعضاى ستاد بزرگداشت ۹ دى
بسماللهالرّحمنالرّحیم
در قضیهى 9 دى سال 88 یک نکته اساسى است و آن نکته برمیگردد به هویت انقلاب و ماهیت انقلاب. یعنى همان روحى که حاکم بود بر اصل انقلاب ما و آن حضور عظیمِ بىنظیرِ تاریخى در سال 57، همان روح در ماجراى 9 دى نشان داده شد؛ کمااینکه در قضایاى گوناگونِ دیگر هم نشان داده شده، لیکن در 9 دى به شکل بارزى نشان داده شد؛ به طورى که جاى انکار و تردید و تأمل براى هیچ کس از بدخواهان و دوستان و دشمنان و دیگران باقى نگذارد. آن روح چه بود؟ روح دیانتِ حاکم بر دلهاى مردم بود. پس اینجا ما دو تا عنصر در کنار هم داریم: یک عنصر، عنصر مردم است؛ که مردم در هر کشورى، در هر جامعهاى، اگر چنانچه همت کنند، بصیرت به خرج بدهند، عمل کنند و وارد میدان بشوند، میتوانند همهى مشکلات را حل کنند. یعنى بزرگترین کوهها در مقابل حضور مردم از بین میرود؛ میتوانند کوههاى بزرگ را جابهجا کنند. این یک حقیقت آشکارى است که بسیارى از تحلیلگران اجتماعى در کشورهاى اسلامى و دیگر کشورها آن را درست لمس نکردند، درک نکردند؛ ما این را لمس کردیم. هنر بزرگ امام بزرگوار ما هم همین بود.
من یک وقتى، پانزده سال، بیست سال پیش، به یکى از فعالان عرصهى مبارزات ضد استعمارى - که خب، آدم معروفى است؛ نمیخواهم اسم بیاورم - این را گفتم؛ او رفت بلافاصله این نسخه را عمل کرد. ما این را حس کردیم. گفتم هنر امام بزرگوار ما این بود که مردم را وارد صحنه کرد. مردم با جسمشان، با حضورشان آمدند و آنچه را که میخواستند، آنچه را که بر آن همت گماشته بودند، با حضور خودشان تثبیت کردند. همهى موانع سیاسى و غیر سیاسى و استعمار و قدرتهاى عظیم جهانى که بر امور ملتها مسلطند، در مقابل این حادثه مجبورند عقبنشینى کنند. الان هم همین جور است. الان هم در هر نقطهاى از دنیا اگر ملتها وارد میدان بشوند با یک هدف مشخص، با شعارهاى مشخص، و اگر آن ایمان راسخ در دل و همچنین عمل صالح در کنار این ایمان راسخ وارد میدان شود، هیچ مانعى در مقابل آنها قادر بر مقاومت نیست. این یک نسخه است؛ این نسخه را امام بزرگوار ما در انقلاب ما عمل کرد. خداى متعال به امام کمک کرد و در بیان او این نفوذ و تأثیر را قرار داد که در دلهاى مردم اثر گذاشت؛ مردم، مؤمن به آن راه و به آن هدف شدند و به دنبال این ایمان، عمل خودشان را انجام دادند. عمل صالح، یعنى همان عملِ متناسب با ایمان. در همه جا همین جور است. لذا در اینجا کارى انجام گرفت که براى همهى تحلیلگران سیاسىِ جهانى غیر قابل باور بود و متحیر ماندند؛ هم قدرتمندان، هم حاشیهها، هم دنبالهها، هم دامنهها. بنابراین عنصر اول، عنصر حضور مردم است.
عنصر دوم هم عنصر ایمان دینى مردم است. ایمان دینى، آن معجزهگرى است که قادر است اولاً همهى مردم را بسیج کند و بیاورد، ثانیاً آنها را در صحنه نگه دارد، و ثالثاً سختىها را براى آنها هموار و آسان کند؛ هیچ ایمان دیگرى این خصوصیت را ندارد. ایمان دینى میگوید شما اگر چنانچه فائق شدید و پیش بردید، پیروزید؛ اگر کشته هم شدید، پیروزید؛ اگر زندان هم افتادید، پیروزید؛ چون به وظیفه عمل کردید. وقتى کسى یک چنین اعتقاد و ایمانى داشت، دیگر شکست برایش معنا ندارد؛ لذا وارد میدان میشود. این همان عاملى است که در صدر اسلام هم اثر کرد، در انقلاب ما هم اثر کرد؛ 9 دى این را نشان داد. 9 دى یک نمونهاى بود از همان خصوصیتى که در خود انقلاب وجود داشت؛ یعنى مردم احساس وظیفهى دینى کردند و دنبال این وظیفه، عمل صالحِ خودشان را انجام دادند. عمل صالح این بود که توى خیابان بیایند، نشان بدهند، بگویند مردم ایران اینند. با این حرکت مردم، آن حجم عظیم تبلیغات دشمن که میخواست فتنهگران را مردم ایران معرفى کند و اینجور نشان بدهد که مردم ایران از انقلابشان، از نظامشان برگشتند، بکلى نقش بر آب شد؛ یعنى مردم نشان دادند که این، مردم ایران است. تحلیلگران خارجى وقتى نگاه کردند، گفتند از بعد از رحلت امام بزرگوار، یا شاید بعضى گفتند از بعد از حرکات اول انقلاب، هیچ اجتماعى با این بزرگى، با این تپش، با این شور و هیجان وجود نداشته، که مردم وارد میدان شدند. این، حقیقت 9 دى است.
این حرکت، حرکت بزرگى بود و کار بزرگى هم انجام داد. جناب آقاى جنتى درست اشاره کردند. فتنهى 88 تنها آن چیزى نبود که توى خیابان به وسیلهى تعدادى آدم دیده شد؛ این یک چیز ریشهدارى بود، یک بیمارى عمیقى درست کرده بودند، اهدافى داشتند، زمینهها و مقدمات فراوانى برایش چیده شده بود، کارهاى بزرگى شده بود و هدفهاى بسیار خطرناکى دنبال این کار بود، که با این برخوردهاى گوناگون سیاسى و امنیتى و اینها حل نمیشد؛ یک حرکت عظیم مردمى لازم داشت؛ که این حرکت، حرکت 9 دى بود؛ آمدند بساط فتنه و فتنهگران را در هم پیچیدند. لذا حادثهى 9 دى یک حادثهى ماندنى در تاریخ ماست. من آن سال هم گفتم - پارسال بود یا پیرارسال بود - که این حادثه، حادثهى کوچکى نیست. این حادثه، شبیه حوادث اول انقلاب است. این حادثه بایستى حفظ شود، بایستى گرامى داشته شود.
البته شما آقایانى که مسئول مدیریت این جریان هستید، سعى کنید جنبههاى شعارى را بر این حادثه غلبه ندهید. باز هم من تکرار میکنم: کار شوراى هماهنگى تبلیغات، مدیریت است؛ والّا کار را مردم میکنند، و دلها دست خداست. مردم را خداى متعال توى صحنه مىآورد؛ یعنى همان ایمان الهى و توفیق الهى و تأیید الهى است که مردم را در صحنه مىآورد. منتها خب، مدیریت لازم است؛ شماها مدیریت میکنید، مدیریتتان هم شایسته است. بنابراین سعى کنید حالت شعارى غلبه پیدا نکند. البته شعار لازم است. شعار یک چیز حتمى است، لازم است؛ شور، هیجان، حماسه لازم است؛ منتها بایستى عمق شعارها تبیین شود؛ یعنى همین کارهائى که اشاره کردند، تبیین شود: حرف ملت ایران آن روز چه بود، امروز چیست؟ حرکت ملت ایران و جهت این حرکت چگونه حرکت و جهتى است؟ ما در سایهى دین حرکت میکنیم. به کمک خداى متعال و صاحب دین است که حرکت میکنیم. هدف ما هم تحقق آرمانهاى الهى و همان چیزى است که دین به مردم وعده داده و براى مردم هدیه آورده است.
ضمناً توجه داشته باشید؛ یکى از خصوصیات دیگرى که در حادثهى 9 دى هست، که باز آن را کاملاً به حوادث انقلاب نزدیک میکند، مسئلهى عاشوراست. یعنى در حوادث اول انقلاب هم محرّم پیش آمد و امام آن نکتهى عظیمِ عجیبِ تاریخى را بیان کردند: «ماهى که خون بر شمشیر پیروز است». این حرف کوچکى نیست: پیروزى خون بر شمشیر. ماها عادت کردهایم، این حرفها را هى تکرار میکنیم؛ کأنه عمقش گاهى از یادمان میرود. خون بر شمشیر پیروز میشود، مظلوم بر ظالم فائق مىآید، کشته بر کُشنده فائق مىآید؛ این همان چیزى است که در عاشورا پیش آمد. امام این را در محرّم سال 57 مطرح کردند، در قضیهى 9 دى هم باز پاى امام حسین در میان بود، پاى عاشورا در میان بود. اگر آن حرکات سخیف و در واقع گریهآور از سوى این گروههاى ایضاً سخیف، در عاشورا پیش نمىآمد، این حرکت عظیم و این تحرک عمومى مردم معلوم نبود به این شکل به وجود بیاید. اینجا هم پاى عاشورا در میان بود.
امیدواریم انشاءالله خداى متعال کمکتان کند. امیدواریم انشاءالله خداى متعال سایهى امام حسین را، سایهى عاشورا را، سایهى دین و ایمان مذهبى را هرگز از سر ماها کم نکند و خداوند شماها را موفق بدارد.
طبقه بندی: کلام ولایت




